تبلیغات
My Love Is Amir Tataloo & Ardalan Tomeh - داستان قسمت17..

داستان قسمت17..

نویسنده :nazanin farrokh
تاریخ:پنجشنبه 1392/07/25-09:05 ب.ظ

سلام...بچه ها خوبید؟؟خوشید؟؟
داستان گذاشتم...لطفا نظرا این دفعه ای همون 300 تا باشه...
حالا برید...بخونید...

دوستون دارم...

اردلان:سلام فرداد...خوبی؟؟چه خبر داداش اینجا چیکار میکنی؟؟

فرداد:سلام داداش اردلان بهتر نیست من این سوال رو از تو بپرسم...مگه تو امیرکا نبودی؟؟

اردلان:چرا بودم ول برگشتم...

من:بچه ها میشه به من بگید اینجا دقیقا چه خبره؟؟

فرداد:اوه سلام این خانوم خشگله کی؟؟اردلان؟؟

اردلان:خب نازنین دوس دختر منه...

فرداد:خوش بختم....

من:منم همین طور...

امیر:خب خب میبینم که حرفاتون گل انداخته...

من:اقا فرداد،اقا سعید توی این ساختمان هستن؟؟

فرداد:اره...چطور مگه؟؟

من:نه همین طور ماشینشون دم در دیدم....از اون جایی هم که خیلی مشتاق دیداریم گفتم...

فرداد:اره یکی از دوستاش توی این ساختمان یه خونه داره اونم رفت که بهش سر بزنه...

اردلان:امیدوارم که دوستش خانوم نباشه!!

من:اِ اردلان...زشته...

امیر:اخه نازنین جان شما اقا سعید رو ندیدی هنوز چیزی نمیدونی...

من:یجوری حرف میزنید که انگار قرار من با یه دیو مواجه بشم؟!

امیر:صد رحمت یه دیو...

فرداد:حالا این طوری هم نیست دیگه امیرررررررررررررررررر....

اردلان:بسه این بحث به جایی نمیرسه....

من:ممنون میشم به حرف اردلان گوش بدین!!!

اردلان:خب امیر ارمین و یکانه کی برمیگردن انشالله؟!

امیر:من فک میکنم ماه عسل اینا بشه سال عسل...

من:اسم زنا بد در رفته...اخه از اون موقع تا خالا همش دارید غیبت میکنید که!!!

فرداد:منم با شما کاملا موفقم....

من:تو خودت مجرم شماره یکی...

اردلان:نازنین تو فرداد و میشناختی؟؟

من:اره چطور؟؟

اردلان:از کجا؟؟

من:از وقتی که بچگی هام طرفدار............(سوتی دادم)

اردلان:بچگی هات چی؟؟

من:هیچی...منظورم این بود که از وقتی بچه بودم...

امیر پردید وسط حرفم:اردلان از ارغوان خبری داری؟؟

اردلان صداش لرزید انگار جلوی من معزب شد و گفت:امیر این حرف الان موقشه اخه من چه میدونم دختر..ج..کجاست...تو هم حوسله داری..هاااااان..

منم برای این که اردلان سوالش یادش بره اخم کردم و رفتم تو اتاق...یه 10 ثانیه هم نکشید که اومد دنبالم...

اردلان:نازنین ناراحت نشو...عشقم اخه اون چه اهمیتی داره؟؟نازنین قهر نکن دیگه باشه؟!باشه؟!

من:اردلان چرا اسم این ارغوان از توی زندگی من پاک نمیشه؟؟اخه مگه من به در گاه تو خدا چه گناهی کردم؟!

اردلان:نازنین...

من:ایشالله نازنین تیکه تیکه بشه...الهی حالا دیگه من بمیرم...تو راحت بشی!!

اردلان:این چه حرفیه خدا نکنه...حالا هم خودت و لوس نکن...نازنین...به خاطر اردی...باشه؟!

من:باشه بابا..باشه...

از اتاق با هم اومدیم بیرون...

امیر:ببخشید اصلا حواسم به این خانوم گله حساس نبود...میبخشی؟!

من:عزیزم اشکالی نداره!!

چند ساعتی همین طوری الکی گذشت که زنگ در خورد من رفتم در رو باز کردم...سعید بود...

اردلان:نازنین کی؟؟

من:عزیزم اقا سعید هستن...

اردلان:به به!!

منو سعید رفتیم توی حال پیش امیر و اردلان و فرداد...

اردلان:به به...به به...چه پسری چه پسری؟!از این ورا راه گم کردین...

امیر:ولی از نظر من اول برید سراغ همسایگان محترم بعد به رفقای قدیمی یه سری بزنید...

فرداد:اخه بی معرفت نمیگی ما دلمون واست تنگ میشه کدوم گوری بودی؟؟

من:بچه ها حالا بیاید بدبخت و بزنید...بذارید عرق تنش خش بشه بعد بریزید سرش...هنوز سلام نکرده دعوا دارینااااا

سعید:اخش یکی هم ما رو درک کرد!!اردلان معرفی نکردی؟!ایشون...

اردلان:نازنین دوس دختر بنده...

سعید:خوش بختم...این جور که معلومه فرشته ی نجات من هم هستین!!!

امیر:عزیزم فرشته ی نجات همون اِلا این اردلان بدبخت مادر مرده...

من:امیر با اردلان درست حرف بزن...خدا رو شکر همه ی عالم و ادم میدونن من جونم واسه اردلان در میره...

امیر:البته البته...

من:مسخره میکنی؟!

امیر:ما غلط بکنیم شما رو مسخره کنیم...

اردلان:تو رو خدا سر من دعوا نکنید که راضی نیستم...

من با داد:اردلاااااااااااااااااااااااااااااااان...

اردلن:جانم؟!

من:میشه لطفا یه کاری کنی حوصلم سر رفته؟!

اردلان:بچه ها یه پیش بریم بیرون؟؟

من:اره...

سعید و امیر و فرداد:اره

فرداد:اردلان دنبال فرجاد هم بریم!!

اردلان:باشه...حتما عزیزم...

داشتیم حاضر میشدیم که بریم از قرار معلوم دوباره یکی در رو زد...

اردلان:کیه؟؟

من:اردلان فک کردی من اشعه x توی چشام دارم؟!خب برو ببین کیه دم در!!!

اردلان:باشه رفتم...

سعید:نازنین تو از دست این بشر چی میکشی؟!

من:نه نگو خیلی دوسش دارم...

صدای باز شدن در اومد....

من:اردلان کیه؟؟

اردلان جوابی نداد....

من:اردلان؟؟

بازم جوابی نداد...

من:اردلان چی شده؟؟



نوع مطلب : dastan 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
سه شنبه 1396/01/22 11:14 ب.ظ
Hi, I log on to your new stuff daily. Your humoristic style is awesome, keep doing what you're doing!
BHW
سه شنبه 1396/01/22 02:41 ب.ظ
Good way of describing, and nice paragraph to get information on the topic of my presentation subject,
which i am going to present in college.
مهرناز
جمعه 1393/11/10 10:42 ب.ظ
ارغوانه؟؟؟
شنبه 1392/09/16 09:31 ب.ظ
قدیما دوس داشتم بیام داستانتو بخونم الان دیکه دوس ندازم دیکه داستان نمیذاری دلم زده
پاسخ nazanin farrokh : aji sharmande...
ali TaTali
پنجشنبه 1392/09/14 05:17 ق.ظ
داستانت خیلی خیلی صشنگ بود نازنین جان مرسی.من عاشق داداش تتلم
پاسخ nazanin farrokh : fadat dadash....manam ki hast ke nabashe...
سیمین
چهارشنبه 1392/09/13 10:06 ب.ظ
عااااااااااااااااالی بود خیلی خیلی عالی بو قسمت بعدی رو کی اپ میکنی؟
پاسخ nazanin farrokh : aji chand vaght lab tapam kharab booood...be khoda mizaram...
darya
چهارشنبه 1392/08/29 04:21 ب.ظ
وای اجی چرا داستان نمیذاری جونم به لبم رسید وااااااااااالااااااااااا
پاسخ nazanin farrokh :
darya
چهارشنبه 1392/08/29 04:21 ب.ظ
وای اجی چرا داستان نمیذاری جونم به لبم رسید وااااااااااالااااااااااا
پاسخ nazanin farrokh : aji jooon bebakhshid labtabam kharab boood..
yegane
شنبه 1392/08/18 01:55 ب.ظ
yegane
شنبه 1392/08/18 01:54 ب.ظ
aji hamintor mersi az tava johet be hameye aza
yegane
شنبه 1392/08/18 01:52 ب.ظ
KHEYLI MAMNOON AJI HAM NAZARAYE BAGHIARO MITOONAM BEBINA HAM NAZARAYE KHODA
پنجشنبه 1392/08/16 02:16 ب.ظ
aji joon khob1panjshanbe dastan bezar kheili vaghte hamine khahesh
جمعه 1392/08/10 01:36 ب.ظ
سلام عزیزم تازه با وبت اشنا شدم داستانت خیلی قشنگه و احساسی مخصوصا قسمت 16 داستانت .میشه زود تر قسمت بعدی رو بنویسه دارم از کنجکاوی دیوونه می شم.ممنون فعلا بابای
پاسخ nazanin farrokh : باشه گلم مرسی...بوووووووووووووس گنده گاز گنده...
جمعه 1392/08/10 02:06 ق.ظ
سلام عزیزم اپم خوشحال میشم بیای
erfane
جمعه 1392/08/10 12:19 ق.ظ
این پایینیه من بودم
پاسخ nazanin farrokh :
جمعه 1392/08/10 12:17 ق.ظ
سلام اجی خوبی؟میشه هروخ این نظرمودیدی اس بدی یابزنگی بگی 20تاپ چیشد؟ مرسی عزیزم
پاسخ nazanin farrokh : امیر عشقم شد 2...
darya
پنجشنبه 1392/08/9 11:10 ق.ظ
Vay aji. Joon chera dastan nemizari kheili vaghte miam hamine az fozoli daram miterekam
پاسخ nazanin farrokh : اجی به خدا به پیر به پیغمبر وقت ندارم...
الهه
چهارشنبه 1392/08/8 07:53 ب.ظ
وای نازی عالی عالی جدی میگم داستانتو با عشق میخونم خیلی احساسیه اصلن نمیتونم ایراد بگیرم ببخشید که نمی تونم نظراتو زیاد کنم آخه کلا نت نمیام الان فقط بخاطر یو نفسمممم بای خوشگله
پاسخ nazanin farrokh : اجی قربونت...گلم دوست دارم بوووووووووووس...
reza-kimi-ya
چهارشنبه 1392/08/8 04:15 ب.ظ
اه چه بد موقع تموم شد.خیلی خوب بود عزیزم.مرسی
پاسخ nazanin farrokh : چاکر اجی....
romina
چهارشنبه 1392/08/8 02:19 ب.ظ
کی داستان جدید میزاری؟؟؟؟
پاسخ nazanin farrokh : هر وقت وقت کنم عزیزم...
ღ¥êɢαñêн ²α£mღ
یکشنبه 1392/08/5 06:43 ب.ظ
upam
پاسخ nazanin farrokh :
ღ¥êɢαñêн ²α£mღ
چهارشنبه 1392/08/1 10:57 ب.ظ
نازنین نو هم تو
وب های بلاگفا میری باز نمی کنه؟
پاسخ nazanin farrokh : نه راحت باز میکنه!!!
ღ¥êɢαñêн ²α£mღ
چهارشنبه 1392/08/1 04:18 ب.ظ
upam
پاسخ nazanin farrokh : اومدم...
erfane
سه شنبه 1392/07/30 01:13 ق.ظ
سلام آجی گلم خوبی؟چقد دلم واست تنگ شده.وبتم خیلی وقت بودنیومده بودم.کلا ازوختی امیرخدافظی کرده خخخخخیلی کم میام نت.امشبم اومدم دیدم داستان گذاشتی اولش دلم کلی گرف ولی بعدش رفتم توداستان.عااااالی بود خخخخخعلی قشنگ بود
پاسخ nazanin farrokh :
erfane
سه شنبه 1392/07/30 01:12 ق.ظ
سلام آجی گلم خوبی؟چقد دلم واست تنگ شده.وبتم خیلی وقت بودنیومده بودم.کلا ازوختی امیرخدافظی کرده خخخخخیلی کم میام نت.امشبم اومدم دیدم داستان گذاشتی اولش دلم کلی گرف ولی بعدش رفتم توداستان.عااااالی بود خخخخخعلی قشنگ بود
پاسخ nazanin farrokh :
ღ¥êɢαñêн ²α£mღ
دوشنبه 1392/07/29 04:06 ب.ظ
upam
پاسخ nazanin farrokh : اومدم....
ღ¥êɢαñêн ²α£mღ
دوشنبه 1392/07/29 03:31 ب.ظ
اجی عاااااااااااااااااااااالی بود
پاسخ nazanin farrokh :
yegane
یکشنبه 1392/07/28 06:57 ب.ظ
bebakhshida ma in ja adasim harchi nazar midam khodam nemitoonam bebinam kesiham javabamo nemide aaaaaaaaaakhee cheeeeerrrrrrraaaaaaa
پاسخ nazanin farrokh : اجی نمیدونم...ببخشید باشه سعی میکنم درستش کنم...
yegane
یکشنبه 1392/07/28 03:03 ب.ظ
toro khoda dastano bezar man daram mimiram az estere eshgh&konjkavi ashe ghe dastanatam 2222222222222000000000000000
پاسخ nazanin farrokh : عزیزم باشه ببخشید...میذارم به خدا...
مینو
شنبه 1392/07/27 10:19 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30